
1-الکی الکی 6 ماه گذشت. فکر کردم یکی دو ماهی هست که در این وبلاگ متروک چیزی ننوشتم. بارها و بارها خواستم بروز رسانی کنم ولی واقعا حس و حال نوشتن نداشتم. حالا هم از نوشته های اینستا کپی کردم و و البته ...
ادامه مطلب
هر گاه به وضع انسان ها از نظر ارتباطی نگاه می کنم، تصویری که در ذهنم نقش می بندد این است که ما انسان ها، همچون گروهی افراد با زبانهای مختلف هستیم که برای همیشه محکوم به زیستن در یک جا و در کنار هم هستیم و هیچگاه هم نمی توانیم زبان افراد اطراف مان را یاد بگیریم. ما فقط قادریم با ایماء و اشاره، یک چیزهایی از منظور و مرادمان را به دیگری بفهمانیم و بس. با این تعبیر، هیچگاه به کنه مراد یکدیگر، آنگونه ک...
ادامه مطلب
انسان ها تا زمانیکه در حالت حیوانی زندگی می کردند، همه چیزشان طبیعی بود. مثل حیوانات که کاملا طبیعی زندگی می کنند و اینهمه حسابگری و پدرسوخته بازی که انسان ها دارند، جایی در زندگی آنها ندارد. مثل حیوانات، از خواب بیدار می شدند و غذایی شکار می کردند و می خوردند و احتمالا تا وعده غذایی بعدی شان، در جایی آرام می گرفتند. همه چیز ازxa0 آنجا شروع شد که لایه متمایز کننده مغزی ما رشد کرد و به بدترین شکل ممکنه اش در امروز رسید و انسان را به خطرناک ترین و آزارگرترین و درنده خو ترین موجود هستی تبدیل کرد. م...
ادامه مطلب
بر خلاف حیوانات که ممکن است ساعت ها یک گوشه بنشینند و به جایی زل بزنند و فوقش سرشان را کمی بچرخانند و پشتشان را بخارانند، ما انسان ها باید دائما مشغول باشیم والا کلافه می شویم و حوصله مان بدجور سر می رود. ولو اگر شده، در میان شبکه های تلویزیونی بچرخیم، یا الکی با ناخن مان ور برویم؛ بالاخره برایمان بسیار رنج آور است که الاف و بیکار همینطور جایی بنشینیم و زل بزنیم. مهمترین اقبال انسان در زندگی، "مشغول بودن" است؛ اینکه سرش به چیزی گرم باشد؛ هر چیزی می خواهد باشد، خواه شغل، خواه هنر، خواه زن و بچه، ...
ادامه مطلب