سوء تفاهم ساختاری در ارتباطات انسانی

خرید بک لینک
هر گاه به وضع انسان ها از نظر ارتباطی نگاه می کنم، تصویری که در ذهنم نقش می بندد این است که ما انسان ها، همچون گروهی افراد با زبانهای مختلف هستیم که برای همیشه محکوم به زیستن در یک جا و در کنار هم هستیم و هیچگاه هم نمی توانیم زبان افراد اطراف مان را یاد بگیریم. ما فقط قادریم با ایماء و اشاره، یک چیزهایی از منظور و مرادمان را به دیگری بفهمانیم و بس.

با این تعبیر، هیچگاه به کنه مراد یکدیگر، آنگونه که خود فرد مراد میکند، نمی رسیم و همواره با تعبیر و برداشتی از مراد دیگری زندگی می کنیم.

این وضعیت، ما را در وضع تراژیک و دشواری قرار داده است. بزرگترین قربانیان این وضعیت اجباری، در ابتدا شاید کودکان باشند که تازه واردان بیخبر از همه جایی هستند که به این گروه وارد می شوند. بزرگترین مشکل این کودکان با بزرگترها و البته مشکل بزرگترها با بچه ها، این است که اینها حرف هم را نمی فهمند. بهمین دلیل طرفین، یا تعجب و بهت می کنند و یا خشم و عصبانیت ناشی از ناکامی در فهم یکدیگر را تجریه می کنند.

چرا بزرگترها بر سر بچه ها داد می زنند؟ چرا کودکان لجبازی می کنند و خشم از خود بروز می دهند؟ چون این دو، حرف هم را نمی فهمند. بهمین دلیل مرتبا از هم عصبانی می شوند و هر دوی اینها هم متوجه نیستند که با دو زبان مختلف در حال تکلم هستند و یکی عربی حرف می زند و دیگری فارسی! این است که ساده ترین خواسته های آنها، ممکن است فهمیده نشود و منجر به بروز خشم نسبت به یکدیگر شود.

همین مشکل، در دنیای زناشویی هم وجود دارد؛ در رابطه والدین و نوجوان هم وجود دارد؛ در رابطه بین دو همکار یا دو دوست یا هر دو نوع انسانی که به نوعی با هم ارتباط دارند برقرار است. ما اگر این اشکال ساختاری را نشناسیم و یا آنرا به رسمیت نشناسیم، در هر نوع ارتباطی شکست می خوریم.

در آستانه 36سالگي!...

ما را در سایت در آستانه 36سالگي! دنبال می‌کنید

برچسب: تفاهم,ساختاری,ارتباطات,انسانی, نویسنده: بازدید: 34 تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 21:29

صفحه بندی