1-
من جزو آن دسته از افراد هستم که به نوعی قائل به ثابت بودن ذات افراد هستم. منظورم از ذات، ساختار وجودی و ظرفیت بالقوه منحصر بفرد من است. معتقدم یک سیستم سخت افزاری غیر قابل تغییر در درون ما از زمان تولد تا مرگ وجود دارد که این سیستم سخت افزاری، دارای دو ویژگی است:
اول اینکه ظرفیت آن، نامحدود نیست و دارای سقفی است.ظرفیت آن، احتمالا در حد ساختار فیزیکی مغز و ویژگی های ژنتیکی و ساختار بدنی ماست.
دوم اینکه این ظرفیت، در یک زمان خاص، قابلیت بالفعل شدن دارد و چنین نیست که در هر سنی قابل بروز باشد.
2-
ذات ما، همچون اتومبیل ایکس است. اتومبیل ایکس، ساختاری کاملا مشخص و فیکس شده دارد. حد مشخصی از سرعت و شتاب و استقامتت و کارایی در ذات آن تعبیه شده است. این اتومبیل، هر اندازه که در بهترین محیط باشد و بهترین راننده هم داشته باشد، ذره ای فراتر از توانش نمی تواند حرکت کند.
3-
نقش آموزش در این ذات ثابت، بالفعل کردن آن قابلیت ها در زمان مناسب است. بهمین دلیل است که گاهی هر چه به کسی آموزش داده می شود ،فایده ای ندارد ولی بعداز مدتی، بهتر از فرد آموزش دهنده، آنرا یاد گرفته است. از سویی برخی هم مصداق «نرود میخ آهنین در سنگ» هستند و هیچگاه چیزی که ظرفیت یادگیری آنرا ندارند، یاد نمی گیرند. این یادگیری می تواند در هر زمینه ای باشد.
گاه حتی در زمینه های اخلاقی هم این موضوع را می بینیم. وقتی ذات کسی به شیطنت و زشتی بود، با هزار آموزش و نشست و برخواست با خوبان، عوض نمی شود و ذاتش همانطور می ماند. آدمی که ذاتش طمعکار است، عوض نمی شود ولو گاهی شاید ادعای سخاوت کند.
4-
از قضا نوشته های سعدی نیز بر همین موضوع گواهی می هد:
چون بود اصل گوهري قابل _ تربيت را در او اثر باشد
هيچ صيقل نكو نداند كرد _ آهني را كه بدگهر باشد
خر عيسي گرش به مكه برند _ چون بيايد هنوز خر باشد
گرگ زاده عاقبت گرگ شود _ گر چه با آدمي بزرگ شود
در آستانه 36سالگي!...
ما را در سایت در آستانه 36سالگي! دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 53 تاريخ: سه شنبه 30 بهمن 1397 ساعت: 22:32