مرگ؛ از بهت و ناباوری تا انکار و پذیرش

خرید بک لینک

1-

ما انسان ها، اصولا تمایلات غیر منطقی فراوانی داریم. مثلا اگر در آزمون هوش، نمره پایین بگیریم، می گوییم که فکرم درگیر یک مشکل بود و نتوانستم سوالات را جواب دهم ولی اگر دیگری نمره کم بگیرد، می گوییم که آدم خنگ و کودنی است. اصلا دوست نداریم واقعیت را بپذیریم چون برایمان بسیار دردناک است که نمره پایین هوش ما، ناشی از کم هوشی ما باشد!

2-

درباره مرگ نیز با نوعی تمایل غیر منطقی مواجهیم. برای ما بسیار دردناک است که در اثر چیزی غیر از کهولت از دنیا برویم. بنابراین شما اگر از خود بپرسید که بطور طبیعی، چه موقع می میریم، پاسخ مان این است که وقتی پیر شدیم! در حالیکه پاسخ واقعی این است که در این طبیعت، دوران کهولت سن، صرفا یکی از زمان هایی است که انسان می میرد.

بارها و بارها دیده ایم که افراد، در زمان هایی غیر از دوران کهولت نیز از دنیا رفته اند. ولی ما دوست نداریم این واقعیت را بپذیریم و باز هم اصرار داریم که زمان مرگ، باید در زمان کهولت باشد و اگر کسی زودتر از کهولت بمیرد، گویی نابهنگام مرده است!

چرا؟ چون قرار بوده در زمان کهولت از دنیا برود نه الان! قرار بوده طبق قانون ما از دنیا برود نه قانون طبیعت که هر فردی را در هر سنی از بین برده است و عین خیالش هم نبوده!

ولی ما این واقعیت را دوست نداریم و با قانون خودساخته خود زندگی می کنیم. بهمین دلیل است که عموما، اولین واکنش ما به مرگ هایی که ناشی از کهولت نباشند، «بهت و ناباوری» است. ما دچار بهت می شویم از اینکه قرار نبود این فرد، در این سن بمیرد! پس چرا مرد؟!

با شنیدن خبر مرگ، نزدیکان عموما در ابتدا وارد مرحله انکار می شوند. تلاش میکنند که مرگ او را باور نکنند ولی این تلاش، متاسفانه با ناکامی مواجه می شود و بتدریج، وارد فاز پذیرش می شوند؛ هر چند برخی ممکن است هیچگاه وارد فاز پذیرش نشوند و دچار بیماری های روحی روانی شوند.

3- 

انصافا بسیار هم سخت است که با قانون واقعی دنیا زندگی کنیم و دستکم در کوتاه مدت، می تواند برای ما روزنه امیدی باشد که فکر کنیم افراد، در کهولت می میرند. 

عمرتان دراز باد.

در آستانه 36سالگي!...

ما را در سایت در آستانه 36سالگي! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 41 تاريخ: چهارشنبه 20 تير 1397 ساعت: 19:31

صفحه بندی