آیا تاریکی، فقدان نور است؟

خرید بک لینک
مطالعه ای در آمریکا انجام شد بدین ترتیب که به گروهی از افراد که با دختری درارتباط بودند یا متاهل بودند، نظرسنجی ای درباره میزان جذابیت همسر یا دوست دخترشان انجام دادند. سپس عکسی از یک خانم زیبا و فریبنده دراختیار آنها قرار گرفت. بعد از آن، باز هم درباره جذابیت همسرانشان نظر سنجی کردند و دیدند که نظرات، به طرز معناداری افت کرد و بعد از دیدن آن عکس، میزان جذابیت همسر یا دوست دختر خود را بسیار کمتر ارزیابی کردند.

این آزمایش، اول اینکه نشان می دهد ما هیچ نظری درباره زشتی و زیبایی کسی نداریم الا اینکه این امر را در بستر مقایسه با دیگران شکل می دهیم. و معتقدم نه تنها زشتی و زیبایی، بلکه هر علم و باوری که داریم نیز چنین است و ما هیچ علم و باوری نداریم الا اینکه در پرتو مقایسه آن علم و باور با یک مرجع دیگر، به درست و غلط بودنش می رسیم.

حال کافیست کسی بگوید فلان موجود یا فلان فرد، زشت است؛ یا بگوید فلان نقص مادرزادی، یک ایراد در نظام خلقت است؛ یا مثلا زلزله، جنایتکارانه است؛ فورا اولین پاسخی که می شنویم این است که بد و خوب، امور نسبی اند و ما در واقع، چیزی بنام زشت و زیبا یا خوب و بد نداریم و مثلا همین مجنون سیه چرده، که کسی برایش تره هم خرد نمی کرد، در نگاه مجنون، چنین و چنان بوده است.

تو گویی با این نسبی انگاشتن موضوع، مشکل را در بیرون هم حل کرده است.

واقعیت امر این است که خواه این امور زشت و زیبا، یا خوب و بد، مطلق باشند خواه نسبی باشند، خواه حقیقی باشند و واقعا در عالم واقع وجود داشته باشند خواه نسبت به یک چیز فروتر از خودشان، بد یا زشت نامیده شوند، در هر حال، زندگی با همین امور نسبی و مقایسه ای می چرخد.

ما با امور مطلق زندگی نمی کنیم. ما با همین امور نسبی زندگی می کنیم. ما در همین دنیایی زندگی می کنیم که یک انسان، در یک لحظه خاص، در نگاه یک انسان خاص، زشت ادراک می شود و این ادراک، نمودش در رفتار این فرد ظاهر می شود و در قالب بی محلی یا بد رفتاری یا تحقیر کردن یا بی تفاوتی نسبت به فرد زشت روی نمود پیدا می کند و این تجلیات، نسبی نیستند و کاملا واقعی و ملموس اند اگرچه ناشی از یک امر نسبی بوده است.

بنابراین بر خلاف بازی با کلماتی که برای انکار خیلی از واقعیات انجام می شود، ما متاسفانه در زمان خاص و مشخص، (و نه در همه زمان ها)، یک موجود را زشت ادراک می کنیم و در آن زمان، چیزی بنام زشت وجود داره.

فریب بزرگ اینجاست که بیاییم و این مفهوم را در طول یک زمان نامحدود نگاه کنیم. یعنی بگوییم درست است که در تاریخ 1 ام، فلانی زشت ادارک شد، اما در تاریخ 5 ام، توسط دیگری، زیبا ادراک شد. و فریب بزرگ اینجاست که یک مفهوم را در دل زمان، بسط می دهند تا آنرا از بین ببرند. و کسی نیست بگوید تکلیف زمان 1 ام چه می شود که زشت ادارک شده و تحقیر شده است؟!

کوتاه سخن اینکه، همه امور نسبی عالم، در یک بازه زمانی خاص، نه تنها نسبی و اعتباری و زاییده خیالات و تصورات ما نیستند، بلکه کاملا حقیقی اند.

یادی کنید از آن استدلال مسخره ای که منسوب به کودکی اینشیتن است و می گفت تاریکی و سرما بنا به قوانین فیزیک وجود نداره بلکه، تاریکی، فقدان نور است و سرما، فقدان گرما. بعبارتی ما فقط نور و گرما داریم و جاییکه اینها نیست را اصطلاحا سرما و تاریکی می نامیم. پس چیزی واقعی بنام سرما و گرما نداریم بلکه اینها نسبی اند. ولی این فقط یک تعریف است. می توان برعکسش کرد. یعنی بگوییم ما فقط تاریکی و سرما داریم و جاییکه اینها نیستند، نور و گرما می نامیم.

از این هم که بگذریم، به فرض که این تعریف را قبول کنیم، باز هم می گوییم هم تاریکی و هم سرما و هر امر نسبی دیگر و بویژه امور شر در عالم مثل سیل، زلزله، بیماریها، فقر، نومیدی و ...، اینها ولو در بستر یک دوره زمانی طولانی، نسبی به نظر برسند، ولی در یک زمان مشخص و خاص، کاملا وجود دارند و مطلق و حقیقی اند و اگر کسی بابت وجود اینها، متهم است، با نسبی انگاری آنها، از اتهام مبرا نمی شود.

خود امور نسبی، اعتباری اند اما وجود انها و آثار وجودی شان، کاملا حقیقی هستند.

در آستانه 36سالگي!...

ما را در سایت در آستانه 36سالگي! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 37 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:37

صفحه بندی