کودکان و کتاب های آموزش کودک

خرید بک لینک

1-

هر چه باشد پنج سال تجربه بزرگ کردن یک کودک را دارم و از مطالعات متعدد در این خصوص که بگذریم، همواره رفتارهای کودک خودم برایم یکی از منابع شناخت آنها بوده است. دوست دارم بزرگترین چیزی که در این مدت از رفتارهای کودک خودم آموختم را در اینجا مطرح کنم.

همه کتاب های آموزشی کودک، بر اساس یک طبقه بندی سنی، ویژگی های هر سن و نحوه رفتار با هر رده سنی شرح داده می شود. مثلا بچه های زیر دوسال یا بین دو سال تا 4 سال و همینطور الی آخر. این امر، خودبخود این انتظار را در والدین ایجاد می کند که گویی فرزند یکساله، دقیقا باید به همان سطحی برسد که آن کتاب گفته است و اگر نرسد، احساس عقب افتادن به آنها دست می دهد و اگر هم فراتر از آن رفته باشد، فکر می کنند که با یک نوع نبوغ خاص مواجه اند. این وسط، بچه بیچاره می ماند و والدینی که یا از او انتظار کش آمدن دارند و یا چشم انتظار یک نابغه هستند.

در این پنج سال، بزرگترین درسی که گرفتم این بود که بعنوان والدین آگاه، موظفیم تمام امکانات لازم برای رشد و بالندگی را در اختیار کودک قرار دهیم به همان شکل که یک باغبان، زمین مناسب و آب و نگهداری مناسب برای درخت فراهم می کند. همین و بس. دکان انتظارات مان را باید تعطیل کنیم.

آن کودک در فضایی مناسب که ما باید عالمانه برایش فراهم کرده باشیم، در زمان مناسب و متناسب با سطح توان ذهنی و فکری و جسمی اش، رشدش را خواهد کرد. تعیین زمان، بزرگترین خطاست. بچه ای که بجای یک سالگی در یکسال و نیم راه برود، هیچ نقص و خطایی نکرده است. او فقط در زمان متناسب خودش به راه افتاده است. بچه ای که مشکل پزشکی ندارد و در محیط مناسب زندگی میکند، قرار نیست در زمانی که در کتاب ها نوشته اند به حد مناسب رفتارهای خودش برسد، بلکه او در زمان مناسب و متناسب خودش به آن حد خواهد رسید.

همین گرفتاری را در دوران مدرسه هم داریم. هیچ معنایی ندارد که همه کلاس چهارمی ها قادر به فهم و درک اعشار باشند؛ شاید سال بعد به مرحله فهم و درک آنها برسند. ولی ما همچون آن افسانه مشهور هستیم که آنها را روی تخت خواب استاندارد خودمان دراز می کنیم و اگر اندازه بودند که هیچ، و الا اینقدر آنها را می کشیم که به اندازه استاندارد ما برسند و تهش البته جانش را هم می گیریم.

بسیارند افرادی که در مقاطع اولیه، نسبت به همدوره های خود در برخی زمینه ها عقب اند اما در زمان های بعد که به رشد کافی برای فهم آن می رسند، از همدوره های خود جلو زده اند. این یعنی هر کدام از ما، در هر زمانی، رشد خاص و منحصر بفرد خود را داریم و ابدا رشد هم سن ها متناسب هم نیست.

کتابهای آموزش کودک، میانگین رفتار کودکان را بعنوان رفتار استاندارد معرفی می کنند. یعنی مثلا 80 درصد کودکان در یک سالگی براه می افتند و 10 درصد زودتر و 10 درصد هم دیرتر. اینها همین 80 درصد را معیار نرمال بودن می گیرند و بعنوان رفتار کودک یکساله در کتاب ها بیان می کنند. و بیچاره کودکی که جزء این 80 درصد نباشد.

مهمترین آموزه این دوران من همین نکته است که باید انتظار رشد کودک خود را متناسب با خودش و نه دیگران انجام دهیم و بر اساس انتظارات ایجاد شده توسط کتابها، به آنها تنش و فشار وارد نکنیم و مورد آزار و تحقیرشان قرار ندهیم.

2-

9 اسفند، روزی بود که آنیتای عزیزم را برای اولین بار در آن دیدار اول و فراموش ناشدنی دیدم و تصویر سازی های اولیه خودم درباره چگونه بودنش، با تولد تصویر واقعی اش، نهایی شد. آرزوی شادی و آرامش و رضایت باطن برایش می کنم. تولدت مبارک آنیتای عزیزم.

3-

نوروز 96 هم از راه رسیده و آرزوی آزادی و آزادگی برای همه دارم. ایام بکام. عیدتان مبارک.

در آستانه 36سالگي!...

ما را در سایت در آستانه 36سالگي! دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 43 تاريخ: يکشنبه 14 خرداد 1396 ساعت: 15:37

صفحه بندی