من فکر می کنم اگر در تصمیم گیری ها و در فرایند تفکر ما، احساسات وارد نمی شد و می توانستیم بدون احساسات، تصمیم گیری کنیم، آنگاه از همه موانع دیگر رها می شدیم. متاسفانه اولین منبع شناختی ما که بصورت بی واسطه در ما وجود دارد، همین حس و احساسات و عواطف است که همواره روی انتخابها و تصمیم ها و باورهای ما تاثیر مستقیم و غیر مستقیم دارد و آنها را منحرف می کند.
بسیاری از ناکامی ها و خطاها و پشیمانی های ما در زندگی، ناشی از همین نقص شناختی ساختاری در وجود ماست. نصیب ما در این زندگی این بوده که همواره با یک عامل رهزن و خطاساز بنام احساسات و عواطف همراه باشیم که گرچه در جای خود می تواند زندگی را زیبا کند، اما آن زمان که قبل از عقل و منطق، فعالیت میکند، جز ویران گری چیزی ندارد.
تنها زمانی که حضورش مغتنم و لذت بخش است، بعد از منطق و عقل است. یعنی حس و احساسی که میوه معرفت باشد نه سازنده معرفت. هر چند خیلی دشوار است که بتوان گفت این حالت دوم، امکان بروز و وجود آمدن داشته باشد.
برچسب:
نویسنده: ترانه شریعتی